game over
-
تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 0:32
بیا و بگو که این تنها یه بازی بود ... یه بازی که من رو تا مرحله ی آخر کشوند... و بعد از رفتن آخرین مرحله به جای بردن بهم Game Over رو نشون داد... نه یه جای کار داره میلنگه ... نمیشه اینقدر بی رحم باشی... نمیشه بری و هیچ چی نگی... نمیشه ، نمیشه ، نمیشه ... بیا و بگو که این چند سال فقط یه شوخی بود ......
باز در سکوت ...
-
تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 0:32
باز در سکوت پی تو میگردم ... شاید که سخنی از من ... در گوشه ای از این دنیای پهناور مجازی ... در گوش صفحه ای از کلیدهای الفبا ... زمزمه کرده باشی و ... من ندیده باشم ... سخنی همچون : "تولدی که گذشت مبارکت شاهد من"
امشب ...
-
تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 0:32
امشب عجیب دلم تنگ توست کاش تنها ثانیه ای ، تنها ثانیه ای کنارم بودی ...
کاش ...
-
تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 0:32
کاش ای تنها امید زندگی میتوانستم فراموشت کنمیا شبی چون آتش سوزان دل در مزار سینه خاموشت کنم .....
آری آخر ...
-
تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 0:32
آری آخر سکوت مرگبار شب ها، مرا خواهد کشت ... شاید که شب بزرگترین قاتل آدم هاست ... و شاید تو هم مانند من فکر میکنی ... به من و به این که چگونه ام و در کجای این تاریکی محض ... آری شب هایم با یادت میگذرند ای خاطرات شیرین شب های پر فروغ ... اما هرچه فکر میکنم در لابلای آن همه خاطرات به یاد نمی آورم که ...
تنهایی به تن ها نیست ...
-
تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 0:32
گاهی آنقدر احساس تنهایی میکنی که هیچ جمعی نمی تواند تو را از این تنهایی بیرون بیاورد حتی یک شهر آدم ... ای کاش لحظه ای میدیدمت ای دلیل تمام تنهایی های شاهد ... تنهایی ام تنها با تو برطرف خواهد شد نه با تن هایی که اطراف این تنها را گرفته اند ... #شاهد
تولدت مبارک تنها دلیل تنهایی ...
-
تاریخ: 1397/11/21 ساعت: 0:32
تولدت مبارک تنها دلیلِ تنهاییِ #شاهد و تنها دلیل زنده بودنم ... هیچ نمیدانم ... و هیچ نمیفهمم ... و هیچ نمیگویم ... دردهایم را برایت کادو میفرستم تا از آتش دلم اندکی برای شمع تولدت استفاده کنی چرا که
مرد که گریه نمی کند ...
-
تاریخ: 1397/4/18 ساعت: 18:38
خیلی از دردها را نمی توان گفت، فقط باید کشید ... برای یک مرد سخت است که حرف از دردهای دلش بزند...شاید به ه
وقت آن نیست؟!
-
تاریخ: 1397/4/18 ساعت: 18:38
دیر وقتیست که از حال دلم بی خبری وقت آن نیست که آیی و غم از دل برهی؟!شاهد Let's block ads! (Why?)
پیر شده ام در نبودنت ...
-
تاریخ: 1397/4/18 ساعت: 18:38
لحظه های دردناکی است این لحظه های نزدیک به عید ... ای کاش لااقل از دور مرا میدیدی ...به من نگاهی می انداختی
نمی دانم ...
-
تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 16:18
نمی دانم لحظاتِ بدونِ من بر تو چگونه می گذرد ... تنها آرزو می کنم که همانند لحظاتی که بر من، بدونِ تو می گذرد، نباشد ... این دردها را هیچ مسکنی جز حضورت درمان نخواهد کرد ... من شب ها زخم های دلم را با یادت التیام می دهم ... اما باز هم دلتنگی به سراغم می آید و زخم هایم را تازه می کند ... و این است حا...
سکوت آدمیان ...
-
تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 16:18
بغض هایم آنقدر سنگین است ... که تمام آدمیان به احترام آن ها تا صبح سکوت می کنند ... «شاهد»
حتی سایه ام ...
-
تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 16:18
بعد از تو حتی سایه ام نیز در کنارم قدم نمیزند ... «شاهد»
روزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شد ...
-
تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 16:18
بعد از این عشق به هر عشق جهان می خندمهر که آرد سخن از عشق بدان می خندمروزی از عشق دلم سوخت که خاکستر شدبعد از این سوز به هر سوز جهان می خندمخنده تلخ من از گریه غم انگیزتر استکارم از گریه گذشته است بدان می خندم «لاأدری»
نفسم بند آمد ...
-
تاریخ: 1396/8/20 ساعت: 16:18
قسم به لحظه ... که آن لحظه، تو رفتی و ... نفسم بند آمد ... شاهد
جز این که آیی و ...
-
تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 1:19
من فرصتی دیگر، برای زندگانی را نخواهم داشت وقتی نگاهت را ز من محروم گردانیوقتی ز من یادت نمی آید میمیرم و شاید نمی دانی آسوده گیر ای دل ز غوغایت طوفان به پا گردد، نمی دانی ؟ طوفان که سهل است ای دل غافل شاید که دنیا را، بسوزانی نی جا، برای ماندنت
تنها چیزیست که برایم مانده از زندگی ...
-
تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 1:19
دوباره نیمه شبی از راه رسید ... و من در سکوت و تنهایی خودم غرق خواهم شد ...شب ها به این فکر می کنم که باز هم به سراغم خواهی آمد ؟! و جوابش را در لابلای نوشته هایت جستجو می کنم ... نوشته هایت عجیب بوی آمدنت را می دهند اما شاید من بدبین شده ام ...
آینه های خراب ...
-
تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 1:19
انگار که آینه های خانه ام خراب شده اند ... چون هر شب مرا پیرتر از شب قبل نشان می دهند ...باید بروم خرید ... باید آینه های این خانه را عوض کنم ... . . . اما میترسم آینه های این شهر هم خراب باشد ... راستی آینه های خانه ی تو هم خراب شده اند ؟؟؟ شاهد برچسبها: شاهد , تو , آینه , خراب , پیر
ای کاش میشد ...
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 5:36
ای کاش میشد در برهه ای از زمان ماند ... نه گذشته ای در پشت سر داشت و نه آینده ای در پیش رو ... ای کاش میشد به زمانی خاص برگردیم و در همان زمان غرق شویم تا ابد ... ای کاش میشد به خواب رویم و انتخاب دیدن خواب با خودمان بود ... ای کاش میشد به هر چ
او برای من همه ی دنیاست ...
-
تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 5:36
و او هنوز هم برای من همه ی دنیاست ... شاید نخواند ... و شاید نخواهد که بخواند ... اما هنوز هم هر شبم با یادش می گذرد ... هر لحظه ام ... هر جایی، خاطره ای از او را برایم تداعی می کند ... پس چرا هر وقت یاد او می افتم انگار که تمام وجودم شعله ور م